|
administrator
|
 |
« : آوریل 12, 2010, 07:13:43 » |
|
خبرگزاري ايمنا: غزليات او اما بهترينهاي عصر او است. معاني لطيف و الفاظ دلاويز را در بر دارد و زيبايي آن تا بدان حد است که شيخ اجل را يادآور ميشود.
محمد بن عبدالرزاق اصفهاني (اسپهاني) ملقب به جمال الدين از چامهسرايان (شعراي) قرن ششم هجري است. لقب وي جمال الدين و نامش محمد و اسم پدر او عبدالرزاق است و در کتب تذکره نام و نسب او به همين صورت آمده و گاهي نيز لقب او را به نام پدر اصافه کرده و جمال الدين عبدالرزاق گفتهاند. بعضي از تذکرهنويسان از اين نکته غافل گرديده و لفظ جمال الدين را لقب و عبدالرزاق را نام وي پنداشتهاند که نادرست است. او در خانوادهاي پيشهور زاده شد. پدران او اصلاً زرگر بودند و جزو طبقه فضلا محسوب نميشدند. بنا بر گفته عوفي در لباب الالباب، محمد نيز ابتدا به شغل زرگري مشغول بوده و در اشعار خود به هنر زرگري و نقشبندي نيز اشاره کرده است: تا چو من باشند ابر و باد دايم در دو فصل / در ربيع اين نقشبندي، در خزان آن زرگري پس از چندي از دکان رخت به مدرسه کشيد و به شاعري و دانشاندوزي پرداخت. جمال الدين بيشتر عمر خود را در اصفهان گذرانده و گويا در طلب روزي به آذربايجان و مازندران هم سفر کرده است. او چهار فرزند داشت که يکي از آنان -خلاق المعاني کمال الدين اسماعيل- شاعر مشهور و نامآوري است. اشعار جمال الدين، حاوي مدح و حکمت است و زباني ساده و روان دارد. مضامين شعري او لطيف و دلکش است و آثار تکلف در آن کمتر به چشم ميخورد. در قصيده به سنايي و انوري نظر دارد ولي در حد تقليدي صرف باقي مانده و به پايه هيچ يک از اين دو نرسيده است. غزليات او اما بهترينهاي عصر او است. معاني لطيف و الفاظ دلاويز را در بر دارد و زيبايي آن تا بدان حد است که شيخ اجل را يادآور ميشود. ولي چون سير تکاملي غزل در دوره جمال الدين به اوج خويش نرسيده بود، يکدستي غزليات سعدي را دارا نيست ولي در هر حال غزل او مورد توجه سعدي قرار گرفته است. در شعر او -چنانکه از روزگارش برميآيد- تأثير علوم ديني و فلسفي مشهود بوده ولي خود او شخصاً به علوم فلسفي، اعتقادي نداشته است. در جايي مي گويد: ره به قرآن است، کم بخوان قصه يونانيان / اصل اخبارست، مشنو قصه اسفندياربه همين دليل، برخي مضامين اشعارش پايه متين ندارد و وجهه استدلالي آن سست و نااستوار است. جمال الدين، در زهد و ترک دنيا سخن بسيار گفته است ولي از سخن او پيداست که برخلاف عرفا و فلاسفه -که ترک ماديات و دنيا را پيشه خود ميکنند- منظور او صرف توجه به عبادات و جمعآوري پاداش براي آخرت بوده است نه ترک علائق مادي. از طرفي، از اشعار او اينگونه به نظر ميرسد که شاعر همه عمر خود را به زهد و ترک علائق نپرداخته، بلکه قسمتي از زندگي خويش را به مدح و دريافت صله از پادشاهان گذرانده است. بنابراين چنين به نظر ميرسد که يا در آخر عمر متحول شده و يا از روي تصنع و بدون هيچ اعتقادي، اين معاني را در اشعارش آورده است. بيشتر مدايح او براي دو خاندان بزرگ اصفهان يعني "آل خجند" و "آل صاعد" سروده شده است. از شعراي معاصر او مي توان انوري ابيوردي، خاقاني شرواني و رشيدالدين وطواط را نام برد. وفات جمال الدين را برخي به سال 588 و برخي ديگر 600 ه.ق. ميدانند.
|